}1. یکپارچگی فعالیت های کاری مناسب در تدابیر و استراتژی های کلی سازمان؛ یکپارچگی میان عملکردهای خود نیروی انسانی؛ یکپارچگی مدیران صفی در فرایند مدیریت افراد؛ یکپارچگی تمام کارمندان در کار تجاری.
}2. التزام کامل کارمندان به اهداف و عملکرد سازمان.
}3. کارمندان حرفه ای و عملکرد عالی داخلی جهت دستیابی به محصولات و نتایج با کیفیت.
}4. انعطاف پذیری در ساختار سازمانی، وظایف کارمند و نوع کار جهت واکنش سریع سازمان نسبت به تغییرات.
}این دو نظریه دو شباهت با هم دارند. هر دو حامی یکپارچه کردن فعالیتهای مرتبط استخدامی با خطمشیها و استراتژی های عمومی سازمانی هستند و همچنین بر این نکته تاکید دارند که کارمندان به اهداف سازمان متعهد هستند.
}مورد سوم را هم نمی توان رد کرد زیرا بدیهی است که این مورد سبب ایجاد محصول با کیفیت و مبتنی بر استراتژی ها و خطمشیهای عمومی سازمان می شود و نشان می دهد که وجود چنین کارکنان و عملکردهایی ضروری است.
}گزینه چهارم هم یک امر قطعی نیست زیرا ممکن است برای یک سازمان مفید واقع شود و برای دیگری اینطور نباشد. بعنوان مثال در یک دبیرستان که برنامه های درسی همواره در حال تغییر هستند لزومی در تغییر کارکنان و تعداد دانش آموزان وجود ندارد ولی در یک شرکت که محصولات شیمیایی تولید می کند هنگام تغییر منابع می توان برای افزایش سوددهی از روش ها و کارکنان متخصص تر استفاده کرد. اگرچه یک دبیرستان هم می تواند از روش های استراتژیک در مدیریت نیروی انسانی استفاده کند اما انجام ندادن آن هم در کار آن خللی ایجاد نمی کند. به نظر می آید که داشتن یک سازمان منعطف بهتر است اما نمی توان اینطور برداشت نمود که لازمه استراتژیک بودن مدیریت نیروی انسانی این است که یک سازمان حتما باید ساختار انعطاف پذیری داشته باشد.
}
هِندری و پتیگرو هم چهار اصل برای مدیریت استراتژیک نیروی انسانی مطرح کرده اند:
}1. برنامه ریزی؛
}2. شیوه ای منسجم در برنامه ریزی و مدیریت در سیستم های استخدامی مبتنی بر خطمشیهای کاری و استراتژی های نیروی انسانی که با عقل و خِرد همراه است.
}3. تطبیق فعالیت ها و خطمشیهای مدیریت نیروی انسانی با یک استراتژی روشن.
}4. برای بهره وری از تعهد کارکنان باید آنها را بعنوان نیروی استراتژیک سازمان در نظر گرفت. اولین مورد از مفاهیم خود استراتژی است. آنها معتقدند که برنامه ریزی نیروی انسانی به اندازه ملزومات جلسات تجاری اهمیت دارد. مورد دوم و و سوم مانند اصل "یکپارچگی عمودی" از لیست سیسون و گست می باشند. اگرچه آنها به این نکته هم اشاره داشتند که نظام پرسنلی بر مبنای فلسفه هم هست. در سال های اخیر مساله فلسفه نیروی انسانی برای بسیاری از سازمان ها موضوعی آشنا است.
}