از آنجائي كه جهت كار موتور به حضور يك نيروي محركه مغناطيسي (MMF) گردان با توزيع حتي الامكان سينوسي احتياج داريم، دقيقاً مشابه با ساير ماشينهاي جريان متناوب (AC) رايج و مانند ماشين هاي سنكرون و القائي (آسنكرون) استاتور با سيمبندي توزيع شده را اختيار مي كنيم. هر چند كه براي اصلاح و بهبود برخي از فاكتورهاي موتور هيسترزيس (مانند ضريب قدرت و راندمان) در بعضي شرايط از شيارهاي بسته استفاده ميشود. ولي موتور هيسترزيس از لحاظ ساختماني استاتور داراي مشخصاتي مشابه با استاتور ماشينهاي القائي و سنكرون رايج مي باشد.
براي ماده روتور موتور هيسترزيس نياز به ماده آهنربائياي مي باشد كه توانائي بستن منحني (حلقه) هيسترزيس مناسبي از آن از جانب نيروي محركه مغناطيسي (MMF) استاتور وجود داشته باشد.
موتور هيسترزيس در حالت ايدهآل داراي گشتاور ثابت راهاندازي تا سرعت سنكرون ميباشد و بعد از رسيدن به سرعت سنكرون با طي نوسانات ميراشوندهاي در سرعت ثابت گشتاور مورد نياز بار را تأمين ميكند. از اين زمان به بعد عملكرد موتور هيسترزيس تا حدودي مشابه با عملكرد يك موتور سنكرون با روتور آهنرباي دائم ميباشد. مشخصه گشتاور- سرعت موتور هيسترزيس ايدهآل در شكل (2) داده شده است. نقطه كار موتور هيسترزيس در سرعت سنكرون و در شاخه عمودي مشخصه خواهد شد.
nPg ----------------
nPloss - - - - - - - - - -
n Poutput -.-.-.-.-.-.-.
اما در طول راه اندازي وجود تلفات هيسترزيس در روتور اجتناب ناپذير است. ميزان اين تلفات با قدر مطلق لغزش متناسب بوده و در بدو راهاندازي، كل توان ورودي بفاصله هوائي خواهد بود. Ploss = S Pg Poutput=(1-s)Pg
nو بعد از رسيدن به سرعت سنكرون مطابق با گشتاور بار، توان خروجي خواهيم داشت
موتور هيسترزيس داراي پاسخ خوبي به تغييرات گشتاور بار ميباشد ولي اگر گشتاور بار به مقداري بالاتر از Tmax افزايش يابد، از سرعت موتور كاسته خواهد شد و موتور از حالت سنكرون خارج شده و در حالت آسنكرون كار خواهد كرد، شكل (4)، بديهي است كه در اين حالت در روتور تلفات قابل توجهي را خواهيم داشت كه افزايش دماي ناشي از آن امكان صدمه رساندن به ماده هيسترزيس روتور را دارد.
nعموماً جهت اجتناب از اين موضوع گشتاور حداكثر Tmax را حدود سه برابر گشتاور نامي بار در نظر ميگيرند.