دانلود مقاله خشم با فرمت ورد ودر 33 صفحه قابل ویرایش
فهرست مطالب:
1مقدمه5
2فرضیه6
2 خشم چیست؟7
3چرا خشمگین می شویم؟8
4 تاثیر عصبانیت بر کل بدن10
5 خشم و بیماری قلبی12
6انواع عصبانیت13
7تفاوت خشم و پرخاشگری6 1
8اولین کلید شناسایی خشم16
9علائم خشم و علل بوجود آورنده خشم17
10 آثار خشم18
11راه های کنترل خشم18
12راه های کنترل خشم در محل کار 20
13راه های کنترل خشم در هنگام دعوای زوجین 22
14نتیجه گیری25
15فهرست منابع27
قسمتی از متن مقاله
مقدمه:
هر انسانی در زندگی اجتماعی خود و در رسیدن به اهداف یا در برخورد با دیگران و ایجاد ارتباط با موانعی روبرو می شود. این موانع ، ناکامی را برای شخص به ارمغان می آورند و ناکامی ها نیز واکنش های متفاوتی را در افراد به وجود می آورد. با توجه به تفاوت های فردی بین افراد، بعضیها بسیار خشمگین می شوند، و برخی ها خشم کمتری را تجربه می کنند. خشم هیجانی است که به دنبال آن فرد به یک سری تلاش ها دست می زند که اگر این تلاش ها شدید باشند می توانند بسیار مخرب باشند و آثار زیانبار فردی و اجتماعی را برای فرد به وجود آورند. لذا به منظور پیشگیری از پیامد های مخرب خشم، ابتدا اطلاعاتی درباره تعریف و ماهیت خشم ، علل و آثار آن و سپس روشهای مهار و غلبه بر خشم ارائه می گردد.
فرضیه:
1. آیا خشم موجب برهم زدن بنیاد خانواده میشود؟
2. آیا خشم تاثیرات مثبت هم دارد؟
3. آیا می شود خشم را کنترل کرد؟چگونه؟
4. آیا خشم بر بدن انسان تاثیر می گذارد و موجب بیماری می شود؟
5. چرا خشمگین می شویم؟
6. آیا خشم همان پرخاشگری است؟
7. آدمی که خشمگین است چه علائمی دارد؟
8. آثار خشم بر زندگی انسان چیست؟
9. به طور کلی خشم چند نوع است؟
10. خشم را در محل های مختلف چگونه کنترل کنیم؟
خشم چیست؟
خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام کند باعث ایجاد احساس خشم می شود. ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی. وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها مثل: کم کاری فرد( آماده نبودن برای امتحان) نرسد موجب خشم می شود.
خشم، در صورتی که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن اختلال در ارتباط با دیگران است.
از دید عدهای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکیاش از درد است. خشمْ الگویی رفتاریاست که برای مواجهه با تعرضکنندگان بروز داده میشود تا از رفتار تهدیدکننده شان دست کشند.
خشم اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی جزئی باشد و یا در نوع حاد، واکنشی جنون آمیز باشد.
خشم حالتی از هیجان است که طی آن انسان برای رهانیدن خود از یک حالت فشار یا از موقعیت هائی که برای وی ایجاد مزاحمت می کند، به حرکات و تلاش هایی دست می زند. خشم یکی از نیرومندترین احساسات ما است و ریشه آن ترس است.
چرا خشمگین می شویم؟
خشم ابزار دفاعی در مقابل مانع است و زمانی رخ می دهد که به چیزی که می خواهیم نمی رسیم یا مورد حمله واقع می شویم یا احساس می کنیم که تحقیر شده ایم. در خشم حسی از برحق بودن یا همان حق به جانب بودن است. بدین معنی که فکر می کنیم حقوق فردی یا اجتماعی ما پایمال شده یا دیگران با ما غیرمنصفانه رفتار کرده اند. عصبانیت غالباً هنگام مواجهه با تعارض ها بروز می کند. وقتی دیگران مانع رسیدن ما به هدف شوند و ما را در راه رسیدن به آن ناکام کنند عصبانی می شویم. زمانی که دیگران در برنامه های ما دخالت کنند یا نشان دهند که هیچ ارزش یا اهمیتی نداریم خشمگین می شویم. در واقع وقتی دیگران نیاز ما را مبنی بر شایسته بودن ما برآورده نمی کنند و احترام مورد انتظار ما را رعایت نمی کنند خشم برانگیخته می شود.
گاهی فقط افراد نیستند که باعث خشم می شوند، ممکن است ما از موقعیت ها و اشیا عصبانی شویم. مثل وقتی که در ترافیک گیر می کنیم یا زمانی که نمی توانیم با کلید در را باز کنیم. زمانی نیز از خودمان عصبانی می شویم مثل وقتی که در حد انتظارمان ظاهر نشده یا در کارمان اهمال کرده ایم یا به هر علت خود را محکوم کنیم. گاهی نیز به دلیل شرایط محیطی مثل گرسنگی شدید، نور زیاد، سروصدای بیش از حد، سرما یا گرمای شدید، با کوچکترین محرکی خشمگین می شویم و در صورت ناتوانی در مدیریت احساس خود ممکن است واکنش های مخربی مثل از کوره در رفتن نشان دهیم.
خشم ممکن است فقط به دلیل ذهنیت یا افکار ما بروز کند. به این معنی که ممکن است واقعاً رویداد خشمگین کننده ای اتفاق نیفتاده باشد بلکه صرفاً تفسیر ما از اوضاع به گونه ای باشد که باعث عصبانیت شود.
خشم و پرخاشگری در همه ی افراد، فقط به خاطر دلایل فوق نیست. گاهی خشم ابزاری است در دست فرد تا به خواسته هایش برسد. در واقع او در طی زمان یاد گرفته که با تظاهر به خشم یا پرخاشگری به اهدافش دست یابد.
به طور کلی دلایل زیادی برای عصبانیت و جود دارد که به برسی چند نوع از آن ها وجود دارد:
1. خشم ناشی از خودشیفتگی : هر چه میزان خودشیفتگی در ما بالاتر باشد بیشتر در معرض خشم آشکار یا خشم پنهان هستیم. خودشیفتگی سطوح متفاوتی دارد و طیف آن میتواند بسیار گسترده باشد، تا جایی که یک فرد هر چیزی که ظاهرا مالک آن است یا افرادی را که در کنار او هستند جزو حوزه خودشیفتگی خود بداند و با هر تلنگری از جانب دیگران به آن موارد، بههم بریزد و خشمگین شود.
2. خشم ناشی از ترس و ضعف درونی : کسانی که خود را در زندگی بیپناه یا قربانی میدانند دچار خشم فراوانی درون خود هستند. این افراد به محض احساس خطر، خشم را راه دفاعی برای خود میدانند و اصطلاحا، دندانها و چنگالهای کوچک خود را برای دفاع از خود به دشمن نشان میدهند.
3. خشم ناشی از سرکوبها: هر چه میزان سرکوب ما بیشتر باشد خشم نیز بیشتر است. کسانی که احساسات و نیازهای خود را چه در کودکی و چه در بزرگسالی سرکوب میکنند خشم زیادی را درون خود ذخیره کرده و دچار بیماریهای روان- تنی میشوند.
4. خشم ناشی از ناتوانی در «نه» گفتن : کسانی که نمیتوانند از موضع خود دفاع کنند، برای خود احترام قائل شوند و در جایی که باید، «نه» بگویند، دچار خشم شده و این خشم رفته رفته درون آنها جمع میشود.
5. خشم ناشی از پذیرفته نشدن: هر چه نیاز به پذیرفته شدن در فرد عمیقتر باشد، تلاشهای او جهت جلب رضایت دیگران بیشتر شده و با کوچکترین ناکامی فرو میریزد و خشمگین میشود.
6. خشم ناشی از شک و عدم شناخت خود: زمانی که فرد بنیانی سست داشته باشد، خود را به درستی نشناسد و به خود و توانمندیها و شخصیت خود شک داشته باشد، با هر تهدیدی خشمگین شده و بنابراین یا آماده جنگ برای اثبات خود میشود یا فرار میکند.
7. خشم ناشی از توقع : توقعات ما رنجشهای از پیش تعیین شده هستند. هر چه گستره توقعات ما وسیعتر باشد خشم و عصبانیت ما نیز بیشتر است و بسیاری از توقعات ما نیز توقعات عصبی هستند.