دانلود مقاله ورزش معلولین با فرمت ورد ودر34 صفحه قابل ویرایش
قسمتی از متن مقاله
معلوليت
تعريف: بر اساس تعريف سازمان بهداشت جهاني(1981)، معلوليت عبارت است از ايجاد اختلال دررابطه بين فرد ومحيط .
به بيان ديگر:معلـوليت مجموعه اي از عـوامل جسمي ، ذهني، اجتمـاعي ويا تركيبي از آنها كه به نحوي در زندگي شخص اثر سوء برجـاي گذاشته ومانع زندگي وي به صورت طبيعي مي گردد. چنين فردي اصطلاحا معلول ناميده شده وغالبا به دليل عدم امكان زندگي مستقل ،از نظرشخصي و اجتماعي نيازمند توانبخشي است .
معلول و معلولیت)( Disabled
تعريف معلول و معلوليت:
معلوليت را «ايجاد اختلال در رابطه بين خود و محيط» تعريف كرده است. به بيان ديگر: معلوليت عبارت است از مجموعهاي از عوامل جسمي، ذهني و اجتماعي و يا تركيبي از آنها كه به نحــوي فـرد داراي معلوليت را درروند زندگـی مستقل عــادي از نظر شخصـي و اجتماعـي نيازمنـد كمك انسانـي و يا وسيله اي مي سازد.
بنابراين: معلوليت به ناتواني در انجام تمام يا قسمتي از ضروريات عادي يا اجتماعي به علت وجود يك نقص مادرزادي يا عارضي در قواي جسماني يا رواني اطلاق ميشود. چنين فردي اصطلاحاً معلول ناميده شده و غالباً به دليل عدم امكان دست يابي مستقل به زندگي عادي بر ساير ابعاد زندگي شخص اثر سوء گذارده و مانع ادامه زندگي وي به صورت مستقل ميگردد.
سلامت از دید سازمان بهداشت جهانی (WHO)
سلامت عبارت است از: سازگاری همه جانبه فرد دارای هر ویژگی با خصوصیات فيزيكي و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و اعتقادی محیطی كه در آن زندگی مي كند .
علت معلوليت
مادرزادي (ارثی) جنگ و انقلاب بلاياي طبيعيحوادثبيماريها
واژه ها
اختلال يا نقصImpairment
ناتوانيDisability
معلوليتHandicapped
توانبخشیRehabilitation
ناتواني (Disability):
ناتواني زاييده شرايط خاص جسمي و رواني است كه بر انسان عارض ميگردد و اصولاً ناتواني ميتواند پس از برطرف شدن كسالت يا بيماري رفع شود. بنابراين ناتواني امري موقت است و هميشه به معلوليت ختم نميگردد .
نقص ( Impairment):
براساس تعريف انجمن بينالمللي توانبخشي نقص عبارت است از فقدان يا غير عادي بودن دائمي يا موقتي در ساخت يا عمل جسمي و رواني يك عضو. به عبارت ديگر بينظمي جسمي يا رواني كه كاملاً قابل تشخيص باشد نقص ناميده ميشود مثل قطع عضو و بيماريهائي كه بر سيستم اعصاب اثر ميگذارد.
توانبخشي ( Rehabilitation) : توانبخشي عبارت است از مجموعه تدابير و اقدامات پيگير و هماهنگ از خدمات پزشكي، پيراپزشكي، اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي حرفهاي كه به قصد درمان و بهبود و همچنين ارتقاء سطح كارآيي آنان تا بالاترين حد ممكن به منظور دستيابي معلول به يك زندگي مستقل در جامعه عرضه ميگردد.
|
سلامتی ↨ |
→ برخورداری از رفاه کامل جسمی – روانی - اجتماعی
|
|
↓ |
→
|
|
نقص ↓ |
→ فقدان یاناهنجاری درزمینه جسمانی،روانی،عملکردی
|
|
ناتوانی ↓ |
→ محدودیت یافقدان درتوانایی انجام فعالیت درسطح طبیعی
|
|
معلوليت
|
→ محروميتهاي فرد به عنوان نتيجه نقص و ناتواني
|
چگونگي روند معلوليت
عوامل تاثیرگذاربرتعلیم و تربیت
1- وراثت 2- محیط 3- اراده
وراثت
مجموعه ویژگی ها ، خوي و خصلت های منتقل شده از والدین و اجداد فرد در قالب ژن مانند : قد – فيزيك بدنی – رنگ پوست ، مو ، چشم شکل صورت ، سیستم های ارگانيكي داخلی و سلسله اعصاب – کروموزوم ها و كدهاي ژنتيك و ...
محیط
مجموعه عوامل تاثیر گذار بر رشد و تعالی فرد كه خارج از ویژگـــی ها و خصــوصیــات ژنتيك فــــرد به حساب مي آیند . مانند: محیط خانوادگی ، مدرسه ، کوچه و محله ، رادیو و تلویزیون ، مربیــان و معلمــان ، افـرادی كه به هر شکل با فرد در تماس قرار مي گیرند و ...
اراده
آنچه كه فرد ، وراء عوامل تاثیر گذار وراثتي و محیطی براي خــود انتخــاب مي كند بوسیله عامل تعيين کننده اراده صورت مي گیرد .
فصل دوم
طبقه بندي معلوليت
مقدمه
سازمان جهاني بهداشت (WHO) معلوليت را ايجاد اختلال در رابطه بين خود و محيط تعريف كرده است. به عبارت ديگر معلوليت مجموعهاي از عوامل جسمي، ذهني، اجتماعي و يا تركيبي از آنها است كه به نحوي در زندگي شخصي فرد اثر سوء بر جاي ميگذارد و مانع از ادامه زندگي مستقل وي به صورت طبيعي ميگردد. هر چند تقسيمات گوناگوني براي معلوليت ارايه گرديده ليكن به طور كلي معلوليتها را ميتوان در شش گروه طبقهبندي كرد.
ـ معلوليتهاي جسمي- معلوليتهاي حسي - معلوليتهاي ذهني
- معلوليتهاي اجتماعيـ چند معلوليتيهاـ معلوليت مربوط به ارگانهاي داخلي برطبق آمار سازمان جهان بهداشت در حال حاضر 500 ميليون معلول در جهان وجود دارند كه قريب به 80 درصد آنها در كشورهاي جهان سوم به سر ميبرند. يك سوم از اين معلولين را كودكان تشكيل ميدهند، گرچه در مقاطع مختلف رشد و در سنين مختلف عوامل گوناگوني در معلوليتها دخالت دارند، اما با توجه به بررسيهاي انجام شده به جرأت ميتوان گفت كه در دوران جنيني، انسان حساسترين زمان را از نظر پيدايش معلوليت پشت سر ميگذارد.
طبقهبندي معلولين از ديدگاه توانبخشي
1ـ معلولين جسمي : كه شامل اقسام زير است :
الف) معلولين قطع عضو : كه خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود :
ـ قطع اندام فوقاني يا بخشي از آن
ـ قطع اندام تحتاني يا بخشي از آن
ـ قطع اندام فوقاني يا تحتاني يا بخشهايي از آن
ب) اختلالات سيستم عصبي و ضايعات نخاعي : كه شامل اقسام زير است:
ـ فلج يك عضو
ـ فلج يك طرفه بدن
ـ فلج پاها
ـ فلج دستها و پاها و فلج چهار اندام
ـ فلج مغزي CP
2ـ معلولين حسي : كه شامل
الف) نابينايي : كه خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود :
ـ نابينايي مطلق
ـ نابينايي
ـ نيمهبينا
ـ ديربينا
ب) ناشنوايي : كه شامل اقسام زير است :
ـ ناشنوايي مطلق
ـ ناشنوا
ـ نيمهشنوا
ـ سخت شنوا
3ـ معلولين ذهني : كه شامل
الف) معلولين ذهني : كه خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود :
ـ آموزش پذير
ـ تربيتپذير
ـ پناهگاهي (ايزوله)
ب) معلولين رواني : كه شامل اقسام زير است :
ـ ناسازگاري (اختلالات هيجاني و رواني)
ـ مبتلايان به بيماريهاي رواني مزمن
4ـ معلولين اجتماعي : كه شامل
الف) كودكان آسيبديده : كه خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود :
ـ كودكان بيسرپرست
ـ كودكان خياباني
ـ كودكان فراري
ـ كودكان بزهكار
ب) محكومين دراز مدت زندانها : كه شامل اقسام زير است :
ـ معتادين
ـ متكديان ـ روسپيان (زنان ويژه)
5ـ معلوليت مربوط به ارگانهاي داخلي : كه خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود :
ـ قلبي - عروقي
ـ كليوي
ـ تنفسي
ـ صرع
ـ ديابت
ـ هموفيلي و تالاسمي
فلج مغزي يا بيماري ليتل (C.P)
فلج مغزي شامل كليه فلجهايي است كه در اثر آسيبهاي مغزي بوجود ميآيد. فلج مغزي ناشي از تكامل غير طبيعي مغز و يا صدمات مغزي است. اين نارسايي به صورت اختلال حركتي ظاهر ميشود .. اين عارضه اغلب به علت آسيب مراكز كنترل حركتي مغز يا مرگ سلول عصبي ايجاد گرديده و ارسال پيام از مغز به بافتهاي بدن را متأثر ميكند. چنانچه سلولهاي بدن به دليل ضعف گردش خون قادر به دريافت اكسيژن كافي نباشد. مرگ سلولي باعث بروز اين بيماري ميگردد. دكتر هاگبرگ علل بروز اين عارضه را قبل از تولد 30 درصد، حين تولد 60 درصد و عوامل بعد از تولد را 10 درصد عنوان كرده است. هر چه اين بيماري در سنين پايينتر رخ دهد، شدت عارضه بيشتر ميگردد.
به طور كلي علل اين بيماري را به سه دسته تقسيم ميكنند :
علل قبل از تولد .شامل ناهنجاريهاي مادرزادي مغز و اختلالات ناشي از ناسازگاريهاي RH و يا بيماريهاي عفوني مادر در هفتههاي اول بارداري، فشار خون بالاي مادر و يا بيماري ديابت كه تحت كنترل نباشد.
علل حين تولد .نرسيدن اكسيژن به مغز در اثر اختلال تنفس در بدو تولد از عوامل بروز فلج مغزي است. از عوامل ديگر طولاني شدن زايمان و يا صدمة مغزي در كودكان نارس و همچنين ضربههايي كه در حين زايمان باعث خونريزي در مغز نوزاد ميشود از مهمترين عوامل فلج مغزي در حين تولد هستند.
علل بعد از تولد . عواملي مثل ضربههاي مغزي، تومورهاي مغزي، عفونتهاي مغزي مثل مننژيت، يرقان دوران نوزادي از عوامل اصلي بيماري فلج مغزي پس از تولد هستند.
طبقهبندي انواع فلج مغزي
براي طبقه بندي فلج مغزي دو روش وجود دارد :
الف) طبقهبندي براساس اعضايي از بدن كه مبتلا شدهاند
1ـ فلج يك اندام كه مونوپلژي ناميده ميشوند.
2ـ اگر فلج فقط در پاها اتفاق بيافتد، پاراپلژي ناميده ميشود.
3ـ دي پلژي : كه معمولاً پاها درگير هستند ولي مختصراً بر بازوها نيز اثر ميگذارند.
4ـ همي پلژي : كه اندامهاي يك طرف بدن مبتلا شدهاند، شامل فلج دست و پا در يك طرف بدن كه حدود 40 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل ميدهند.
5ـ تري پلژي : در اين فلج سه نوع اندام درگيرند كه معمولاً پاها و يك دست جز اين نوع معلوليتاند.
6ـ كوادري پلژي : در اين نوع فلج تمامي چهار اندام درگير است و معمولاً اندامهاي فوقاني بيشتر از اندامهاي تحتاني مشكلات حركتي دارند و حدود 20 درصد از بيماران فلج مغزي را تشكيل ميدهند.
عناويني كه براي انواع فلج مغزي استفاده ميشود تا اعضاء مبتلا شده بدن را توصيف نمايد.
|
عنوان
|
بخش مبتلا شدن بدن
|
|
منوپلژي
|
يك عضو (نادر)
|
|
پاراپلژي
|
فقط پاها
|
|
دي پلژي
|
تنه، تمام اعضا، پاها بيشتر از دستها
|
|
تريپلژي
|
سه عضو (نادر)
|
|
كوادري پلژي
|
تمام اعضاء سر و تنه
|
|
هميپلژي
|
يك طرف بدن (مثال، دست و پاي سمت راست)
|
ب) طبقهبندي انواع فلج مغزي براساس نوع ناتواني حركتي
بسته به محل آسيب در دستگاه اعصاب مركزي پنج نوع فلج مغزي عبارتند از:
1ـ اسپاستيك(حالت سفتي يا اسپاسمي)
2ـ آتتوز (پيدايش حركتهاي غيرارادي)
3ـ آتاكسي (ناهماهنگي و بينظمي در حركت عضلهها)
4ـ سختي
5ـ رعشه
1ـ اسپاستيك
اين حالت شايعترين نوع فلج مغزي است و بين 50 تا 60 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل ميدهد. در اين بيماري بر اثر ضايعهاي كه در قشر حركتي مغز بوجود ميآيد، نرونهاي حركتي كه از قشر مخ به سمت پايين حركت ميكنند آسيب ميبينند و حركات ارادي را دچار اختلال ميكنند. در اين افراد كنترل حركتهاي اندامهاي مبتلا با محدوديتهايي روبرو است. حركتهاي ارادي معمولاً محدود، همراه با پرش و نامطمئن است. حالت اسپاسم در گروه عضلات خمكننده بيشتر از عضلات بازكننده است.
2ـ آتتوز
بيمار قادر نيست انگشتان دست و پا، زبان و يا هر يك از گروه عضلات ديگر بدن خود را در وضعيتي ثابت نگه دارد. حركات فرد به صورت نامنظم و غير ارادي است و غالباً به شكل خم شدن بيش از حد انگشتان و باز شدن بيش از حد انگشتان و همچنين چرخش ساعد به داخل چرخش ساعد به خارج و خم و راست شدن آرنج ديده ميشود.
علت بروز آتتوز، ضايعهاي است كه در پايينترين ناحيه غدههاي عصبي كه گلبوس پاليدوس ناميده ميشود رخ ميدهد. اين ناحيه از تودههاي بيشمار نرون، كه در عمق مركز مخ قرار گرفتهاند تشكيل ميشود كه اين بخش مغز حركتهاي ارادي بدن را كنترل ميكند.آتتوز از نظر شيوع، دومين نوع فلج مغزي است كه در حدود 30 درصد تمامي مبتلايان به فلج مغزي را تشكيل ميدهد.
3ـ آتاكسي
اين نوع فلج بر اثر ضايعه و آسيب به مخچه ايجاد ميشود. هماهنگ كردن كار عضلات از طريق اطلاعاتي است كه از مخچهها صادر ميشود. از نشانههاي اصلي آتاكسي عبارت است از كاهش حس تعادل كه نتيجة آن سقوطهاي پيدرپي است كاهش حس حركت نيز كه باعث حركات ناهماهنگ ميشود از جمله نشانههاي ديگر اين فلج است. آتاكسي حدود 10 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل ميدهد و از نظر شيوع جزء سومين نوع فلج مغزي است.
4- سختي
شديدترين نوع فلج مغزي است و حدود 2 تا 5 درصد از بيماران فلج مغزي را شامل ميشود. اين بيماري با سفتشدن شديد عضلات انقباضي و انبساطي مشخص ميشود و حركات را بسيار مشكل ميكند. در اين حالت اندامها كوچك شده و در طرز قرارگيري بدن مشكلاتي ايجاد ميشود.اين معلوليت در اثر آسيب به بعضي از قسمتهاي مغز مثل غشاي حركتي و ناحيه پايين تر غدههاي عصبي بوجود ميآيد .
5ـ رعشه
اين نوع معلوليت در مقايسه با انواع ديگر فلج مغزي كمتر ديده ميشود. حركتهاي كنترل نشده و غير ارادي از ويژگيهاي اين نوع معلوليت است اين حالت ممكن است در اثر آسيب به مخچه يا پايينترين ناحيه غده عصبي هستههاي خاكستري بوجود آيد.رعشه در اندامهاي تحتاني تعادل بيمار را مختل ميكند و در اندامهاي فوقاني رشد مهارتهاي دستي را با اشكال مواجه ميكند.
ورزش ويژه افراد فلج مغزي
هدف عمده از فعاليتهاي ورزشي ويژه افراد فلج مغزي افزايش تجربيات اجرايي مهارتهاي جسماني و حركتي اين افراد است. . شنا در محيط با دماي مناسب و گرم بهترين و مناسبترين ورزش براي اين گروه از معلولين است.
در ورزش معلولين C.P توجه به نكات زير توصيه ميشود:
ـ هدف سهلالوصول
ـ تنوع در تمرينات
ـ شدت كم در ورزش
ـ ايجاد هيجان كم
انواع رشتههاي ورزشي كه معلولين فلج مغزي ميتوانند در آنها شركت كنند.
1ـ بولينگ، 2ـ بسكتبال، 3ـ تنيس روي ميز، 4ـ تير وكمان، 5ـ تيراندازي،
6ـ سواركاري، 7ـ شنا، 8ـ راهپيمايي، 9ـ فوتبال، 10ـ دو و ميداني، 11ـ واليبال
تأثيرات ورزش بر معلولين فلج مغزي
عمدهترين تأثير ورزش بر افراد معلول فلج مغزي، توسعه قابليتهاي جسماني و افزايش تجربيات حركتي اين افراد است. عوامل خطرساز متعددي نظير افزايش فشار خون، ناهنجاريهاي قلبي،بيماري قند، افزايش چربيهاي خون، چاقي، استعمال دخانيات و .... در بروز آن دخالت دارند.