عوامل كمك كننده در تشكيل كاتاراكت : تخريب اكسيداتيو ( ناشي از واكنشهاي راديكال آزاد ) ـ تخريب ناشي از پرتو فرابنفش و سوء تغذيه بعضي شواهد بيانگر اثر محافظت كننده استروژن برروي عدسي در زنان يائسه .
كاتاراكت رسيده ( Mature Cataract ) : كاتاراكتي كه تمام پروتئين عدسي كدر شده است .
كاتاراكت نارس ( Immature C) : وجود مقداري پروتئين شفاف درعدسي .
§كاتاراكت متورم ( Intumes cent ) : در صورت جذب آب توسط عدسي .
§كاتاراكت فوق رسيده ( Hypermature C ) : تبديل پروتئين هاي قشر عدسي به مايع . در صورت خروج اين مايع از عدسي از طريق كپسول عدسي كاهش حجم عدسي و ايجاد عدسي با كپسول چروكيده .
شناور بودن هسته عدسيبطورآزادانهدر داخليك كاتاراكتHypermature
كاتاراكت مورگاني ( Morgagnian C ) .
متراكم شدن طبيعي هسته عدسي
§متراكم شدن طبيعي هسته عدسي
ايجاداسكلروز هسته اي ( Nuclear Sclerosis ) پس ازدوره ميانسالي ـزودرس ترين نشانه ( گاهي ) : بهبود ديد نزديك بدون عينك ( ديد ثانويه Second sight ) ناشي از افزايش ضريب انكساري (Refractive ) مركزعدسي كه باعث ايجادنزديك بيني ميشود.
ساير نشانه ها : ضعف در تمايز رنگها و دوبيني تك چشمي ، بيشتر كاتاراكتهاي نوكلئار دوطرفه هستند ولي ممكن است قرينه نباشند .
§كاتاراكتهاي قشري ( Cortical Cataract ) : عبارت از كدورتهايي در قشر عدسي . تغيير ميزان آب رشته هاي عدسي ايجاد شكافهايي با الگوي شعاعي در اطراف ناحيه اكواتور عدسي . اكثرا“ دوطرفه ولي غالبا“ غير قرينه .
§اختلال در كاركرد بينايي بسته به ميزان نزديكي كدورتها به محور بينايي .
كاتاراكتهاي ساب كپسولار
§در قشر و نزديك به قسمت مركزي بخش خلفي كپسول عدسي تشكيل ميشود. بدليل در گيري محور بينايي ايجاد نشانه در مراحل زودتري از سير پيشرفت .
§نشانه هاي شايع : روشنايي زننده ( glare ) و كاهش ديد در شرايط نوري خوب .
§كاتاراكت ساب كپسولار ممكن است در نتيجه ضربه ـ مصرف كورتيكواستروئيدها(موضعي يا سيستميك ) ، التهاب يا برخورد با پرتوهاي يونيزه نيز ايجاد شود .