پراکندگی نقاط لمس در قسمتهای مختلف بدن متفاوت است.
کمترین فاصله بین دو نقطه تحریک را که جداگانه احساس می شود، آستانه فضایی می نامند.
بین آستانه فضایی و حساسیت لمسی رابطه وجود دارد.
گیرنده های مکانیکی
گیرنده های فشار (شدت یاب)
میزان تخلیه الکتریکی این گیرنده ها، به شدت و زمان تحریک بستگی دارد.
پاسخ این گیرنده ها از طریق ثبت پتانسیل فعالیت هر یک از رشته های عصبی مرکزرسان، معلوم می گردد.
هر قدر فشار بر روی پوست بیشتر باشد، پتانسیل فعالیت بیشتر است. تعداد تکانش ایجاد شده در ثانیه دلالت بر میزان شدت تحریک دارد.
گیرنده های تماس (سرعت یاب)
گیرنده های لرزشی (شتاب یاب)
احساس وضعی، عضلانی (کینستزی)
آگاهی از وضعیت اندام و حرکت غیرفعال مفاصل
حس جا و مکان
حس حرکت
حس نیرو
جنبه های اجتماعی تماس
بررسی های هارلو نشان میدهد که لمس کردن و تماس بدنی یکی از نیازهای اولیه کودک می باشد و نقش حساسی در شکل گیری و تحکیم دلبستگی دارد.
دلبستگی، پیوندی هیجانی بین دو نفر است که آنها را از لحاظ فیزیکی و مکانی به هم پیوند می زند و تداوم می یابد.
احساس حرارت پوست
هیپوتالاموس
سازش
تعداد گیرنده های لمس و فشار < تعداد گیرنده های سرما و گرما < تعداد گیرنده های درد
درد
تجربه حسی و هیجانی ناخوشایند که معمولا با آسیب واقعی یا تهدیدکننده بافت های بدن ارتباط دارد.
انواع درد
طبقه بندی انواع درد براساس محل ایجاد و خصوصیات آن
جسمی
سطحی
•آشکار (اولیه)
•مبهم (ثانویه)
عمیق
احشایی
چگونگی تجربه درد
نظریات مربوط به درد :
نظریه اختصاصی: فرض میکند که برای انواع مختلف حس ها ، مانند درد، گرما، لمس و فشار گیرنده های حسی خاص وجود دارد. توصیف کلاسیک این نظریه توسط رنه دکارت است و طبق آن تجربه درد را با مکانیسم زنگ کلیسا مقایسه کرد. براساس این نظریه وقتی فرد جراحتی را تجربه می کند، رشته مستقیمی پیامد های درد را به مغز منتقل می کند و سپس آژیر را به صدا در می آورد بنابراین فرد درد را تجربه می کند.
نظریه الگو: درد را ناشی از تحریک دریافت شده از پایانه های عصبی میداند و فرض می کند تعیین کننده اصلی تشخیص درد، شدت تحریک است، تحریک اندک از پایانه های عصبی، لمس تلقی می شود و تحریک شدید تر به درد تعبیر می شود.
نظریه کنترل دروازه درد